خانه / خاطرات مردمی / خبر شهادت

خبر شهادت

خاطره ارسالی مخاطبین _ مهدی باغجری

ساعت نزدیک ۲۱ بود، بعد از کلی ترافیک تازه به میدان هفتاد و دو رسیدیم. با حمید داخل کوچه رفته که متوجه شدیم دکتر داخل کوچه ایستاده و مشغول سلام و علیک و احوال پرسی با اهل محل هستند. علی را صدا می کنم، سریع خودش را می رساند و با دکتر سلام و علیک می کنیم.

دکتر خیلی خسته به نظر می رسید، بعد احوال پرسی تعارف می کند که به منزلشان برویم، ما تشکر می کنیم و دکتر می گوید که من چند دقیقه بروم و تجدید قوا کنم و بعد برای عزاداری به میدان بیایم.

یک ساعتی زمان هست تا دسته های عزاداری محله نارمک که سالهاست در کوچه محل سکونت دکتر احمدی نژاد حاضر می شوند، برسند. در همان لحظات متوجه می شویم دکتر قبل از رجوع به خانه، به حسینیه امام خمینی (ره) رفته و در محضر رهبرمعظم انقلاب به عزاداری پرداخته اند. غوغایی در سایت ها و شبکه های اجتماعی برپا شده، گویا عده ای از لبخند گرم رهبری و رییس جمهور سابق در حین احوال پرسی با یکدیگر خیلی ناراحت شده اند.

دسته عزاداری که وارد کوچه می شود، دکتر هم در همین حین از منزل خارج می شود. باز هم همان استقبال گرم، باز هم سلام و احوال پرسی از روی عشق به مردم. دکتر ابتدای کوچه میان عزاداران، طبق سنتی که محرم امسال در میدان هفتاد و دو نارمک باب شده، از دکتر درخواست عکس یادگاری می کنند.

انقدر جمعیت زیاد است که حدود یک ساعت و نیم عکس گرفتن عزاداران محله نارمک با دکتر احمدی نژاد طول می کشد. عده ای هم درخواست هایی داشتند. عده ای نیز طبق معمول وقتی احمدی نژاد را می بینند از فرصت استفاده کرده و درد دلشان و مشکلاتشان را به وی می گویند.

ولی امشب حال و هوا کمی دگرگون بود. به محافظ ها که نگاه می کنم حس می کنم بخاطر مراسم عزاداری مشغول گریه هستند ولی الان که روضه و نوحه نمی خوانند. جویا که می شویم می فهمیم که خبر شهادت عبدالله باقری محافظ سابق دکتر احمدی نژاد را آورده اند. عبدالله چند ماهی بود که از تیم جدا شده و به سوریه رفته بود. محافظ ها نمی دانند باید چکار کنند، جایگاهشان را تغییر داده و گوشه ای نشسته و مشغول گریه می شوند.

IMG_7033 copyIMG_7034 copyIMG_7036 copy

دیگر ساعت از ۱۲ نیمه شب هم گذشته، دسته های عزاداری که تمام می شود آرام آرام نیز میدان هفتاد و دو از جمعیت خالی می شود. اما دکتر تا آخرین نفر و آخرین درخواست از سمت مردم روی پا ایستاده و رسیدگی می کند. هنوز نمی داند که محافظ چندین ساله اش امشب در سوریه به شهادت رسیده است. آرام و با وقار همیشگی به سمت منزل حرکت کرده که یکی محافظین دکتر را صدا می کند.

دکتر می ایستد و آرام به سمت عقب بر می گردد. محافظ با چشمانی قرمز و قیافه ای در هم فرورفته خبر شهادت عبدالله را به دکتر می دهد. چند ثانیه مکث می کند، سوالی می پرسد که در شلوغی نفهمیدم چه بود، حالا با جواب محافظ اشک در چشمان خادم ملت حلقه بسته است. دستانش را روی صورتش گذاشته و هیچ نمی گوید. تنها سکوت و بغض..

IMG_7130 copyIMG_7132 copyIMG_7135 copy

سرش را پایین می اندازد و گویی که اصلا اتفاقی نیافته چند قدم به جلو برداشته و بازهم با چهره ای خندان مردم را تحویل می گیرد. بازهم سلام و احوال پرسی با اهالی کوچه و غم نهان از دست دادن عبدالله باقری در دل خادم ملت …

مطالب دیگر

SAED0624

گزارش تصویری ؛
مراسم رونمایی مجموعه کتاب های “خون خاک” توسط دکتر احمدی نژاد

سه جلد از مجموعه کتاب های “خون خاک” اثر خسرو معتضد، استاد و محقق تاریخ معاصر ایران عصر روز سه شنبه ۲۸ دی ماه ۱۳۹۵ در دفتر محمودیه طی مراسمی با حضور دکتر احمدی نژاد و جمعی از فرهیختگان و اساتید دانشگاهها رونمایی شد.

۷ نظر

  1. سلام دکتر احمدی نژاد خوب هستید ضمن عرض تسلیت ایام محرم و عزای حسینی خدمت شما بابت ازدست دادن یکی از محافظین شما شهید سرافراز شهید باقری را تسلیت می گوئیم …

  2. مگر چیزی در این دنیا توانست ایشان را فارغ از آلام مردم کند که عاقبت بخیری عبدالله جان بتواند.

  3. کسی که قلبش برای مردم بتپد در نزد همگان مقبولست اگرچه در چین باشد.

  4. خداکنه اقای احمدی نژاد یا کسی مثل ایشون رییس جمهور بعدی باشه . وضعیت ایران توی دوران ایشون خیلی عالی بود (البته بجز سال اخر )

  5. سلام
    خیلی دوست دارم دکتر را از نزدیک ببینم و با ایشان حرف بزنم
    بارها ایشان را در خواب دیده ام که با هم رابطه خیلی صمیمینه ای داریم

  6. آقای احمدی نژاد،رجایی دوم منتظر حضور دوباره شما می مانم . حامی شما تا زمانی که در راه امام و رهبری هستید می باشم

  7. منم خیلی دوست دارم با پدرم دکتر را از نزدیک ببینم ایشالله به همین زودی بشه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *