خانه / احمدی نژادی ها / دیدگاه / طاهره واعظی؛
راهبرد منطقه ای آمریکا در خاورمیانه

طاهره واعظی؛
راهبرد منطقه ای آمریکا در خاورمیانه

he-----یادداشت ارسالی مخاطبین – طاهره واعظی:

مقدمه

روند تحولات جهانی در دوران‌ پس‌ از‌ جنگ سرد درنتیجه فروپاشی ابرقدرت شرق و تلاش‌های دامنه‌دار امریکا در مناطق مختلف جهان نمایانگر پیگیری راهبردی مشخص از‌ سوی‌ امریکا برای مدیریت و رهبری جهان است.در این راهبرد که مـاهیت و زوایـای آن‌را می‌توان از‌ سخنان‌ ونظریات‌ رهبران سیاسی و نظریه‌پردازان امریکایی به روشنی دریافت،مدیریت و راهبری جهان براساس ایـده‌ها،نظریات‌ و مـنافع ایـالات متحده امریکاست.پیش‌فرض رهبران سیاسی و صاحب‌نظران ایالات متحده این بود که‌ در‌ دوران‌ پس ازجـنگ سـرد ایـن کشور از نظر سیاسی،اقتصادی،فرهنگی و نظامی بزرگ‌ترین قدرت جهان و یگانه هژمون نظام بین الملل است؛بنابراین به منظور تداوم این جایگاه هژمونیک در طول قرن ۲۱ بـاید تـمهیداتی انـدیشیده شود تا پس از فروپاشی رقیب دیرینه امریکا از ظهور‌ رقبای‌ منطقه‌ای‌ و جهانی و به چالش کشیده شدن جایگاه امریکا در سراسر جهان جـلوگیری گـردد.بدیهی است برای‌ تحقق این استراتژی محوری و مهم لازم بود که امریکا برای هر یک از مـناطق و کـشورهای‌ جـهان‌ راهبرد و برنامۀ ویژه‌ای طراحی و اجرا نماید،تا با هماهنگی سایر مناطق جهان با اهداف استراتژیک خود،هژمونی جهانی موردنظر خـود را‌ بـر‌ همه مناطق جهان حاکم نماید.از جمله مناطق بسیار مهم و کلیدی در این راهبرد جهانی ،مناطق خاورمیانۀ‌ سنتی‌ و آسـیای مرکزی و قـفقاز بـود که امریکا‌ هم‌سو‌ با‌ این هدف خود،اصطلاح«خاورمیانه بزرگ»را برای تعیین ظرف‌ و چارچوب مناسب به منظور تـسهیل کـنترل بر این منطقه به کار گرفت.ایالات متحده در قالب‌ این‌ طرح با شعارهایی مـانند مـبارزه‌ بـا تروریسم،گسترش‌ لیبرال دموکراسی،جلوگیری از‌ نقض‌ حقوق‌ بشر و بهبود اوضاع اقتصادی مردم‌ منطقه،در‌ تلاش بود که به اهدافی مانند کـنترل مـنابع و مـسیرهای انتقال انرژی،تأمین منافع‌ همه‌ جانبۀ متحد ابدی خود یعنی رژیم صهیونیستی و در نهایت سازگاری‌ این منطقه باارزش‌ها و انگاره های امـریکایی‌ دسـت‌ یابد.در مجموع باید خاطرنشان کرد منطقه استراتژیک خاورمیانه برای‌ اهداف‌ جهانی امریکا حیاتی است؛اما امریکا در این منطقه با مانع بزرگی بـه نـام ایران‌ روبه‌روست‌ که به وضوح نظم نوین آمریکایی را با چالش جدی روبرو کرده و جمهوری اسلامی ایران ابزارهای مؤثری برای مقابله‌ با‌ یکجانبه‌گرایی‌ امریکا دراختیار دارد.نوشتار حاضر بر تبیین و تحلیل راهبرد منطقه ای ایالات متحده در خاورمیانه تمرکز نموده و به دلیل اهمیت موضوع، جایگاه و نقش ایران در راهبرد منطقه ای امریکا در یادداشت دیگری مورد بررسی ارزیابی قرار می گیرد.

طرح خاورمیانه بزرگ

شکل‌گیری زمینه‌های طرح خاورمیانه بزرگ با تهاجم عراق به کویت در سال ۱۹۹۰ بازمی گردد و با وقوع رویداد ۱۱ سپتامبر۲۰۰۱ و ایجاد تحول بنیادین در پیگیری استراتژی‌هژمون گرایی امریکا در جهان و ازجمله خـاورمیانه در قالب پیش دستانه و بازدارنده و بـه ویژه‌ عراق‌ به بار نشست.طرح خاورمیانه بزرگ درصدد ایجاد سازگاری بین کشورهای درون منطقه‌ای نظیر سازگاری اعراب و اسرائیل از یک طرف و ایجاد سازگاری کل منطقه با سیستم بین‌المللی نظیر سازمان تجارت‌ جهانی‌ و مواردی ازاین قبیل به رهبری امریکا‌ از‌ سوی‌ دیگر است.ایالات متحده به منظور ایجاد بسترها و زیرساختهای سیاسی،اجتماعی،فرهنگی و اقتصادی هم‌سو با منافع و ارزشهای مدنظرخود در منطقه خاورمیانه،طرح خاورمیانه بزرگ را مطرح ساخت.بنابر دیدگاه برخی تحلیلگران نظیر کمپ در تعریف حدود‌ جـغرافیایی‌ خـاورمیانۀ‌ بزرگ می‌بایست مقوله‌هایی خاص مـانند مـناقشه اعراب و اسرائیل،مسائل‌ خلیج ‌فارس،منطقه‌ دریای خزر و شبه‌قاره در نظر گرفته شود.همچنین مسائل جغرافیای استراتژیک مانند منابع انرژی،کمبود آب و گسترش تسلیحات از موضوعات‌ مورد‌ توجه‌ در این حیطه‌اند.در کنار خـاورمیانه سـنتی مناطقی مانند‌ آسیای مـرکزی،قفقاز، شبه‌قاره نـیز در قالب خاورمیانه بزرگ قرارمی‌گیرند.

اهداف امریکا درطرح خاورمیانه بزرگ

تامین امنیت جریان انتقال انرژی از منطقه به سوی بازارهای مصرف بویژه غرب

در طرح مدنظر ایالات متحده دسترسی آسان‌ و بدون احتمال خطر به منابع نفت و گاز جـهانی، تنوع جـغرافیایی منابع تامین انرژی و مسیرهای انتقال‌ و در نهایت ایجاد ثبات‌ سیاسی مد نظرآمریکا در مناطق دارای منابع نفت و گاز این اهداف مهم درنظر گرفته شده است.با‌ توجه‌ به‌ وجود بحران‌های متعدد در خاورمیانه،امریکا درصدد نیل به این هدف مهم است که با اجرای طرح خاورمیانۀ بزرگ‌ زمینه‌های‌ ایـجاد‌ بـحران‌های مشابه را که مـوجب بروز اختلال در عرضه نفت خاورمیانه به جهان می‌شود،را از بین ببرد و امنیت انتقال انرژی به غرب را تامین نماید.همچنین تنوع ‌بخشیدن به‌ منابع‌ سنتی تأمین انرژی یعنی تقویت جایگاه انرژی دریـای خزر نیز مورد توجه جدی امریکاست.در نهایت‌ اینکه‌ کنترل‌ منابع ذخایر استراتژیک انرژی و مسیرهای انتقال انـرژی در راسـتای کـنترل رقبای جهانی نظیر ایران و روسیه نیز در زمرۀ اهداف‌ مورد‌ نظر این طرح قرار می گیرند.

پیشبرد روند صلح خاورمیانه و تضمین امنیت رژیم صهیونیستی

اهمیت اسرائیل در‌ سـیاست‌های‌ ‌ منطقه ای و فرامنطقه ای ‌امـریکا‌ به حدی است که مرشایمر و والت براین باورند که هدایت‌کنندۀ سیاست ایالات متحده در خاورمیانه،عمدتا تـعهد‌ بـه‌ اسـرائیل است و نه صرفا منافع نفتی.اگر کمپانی‌های نفتی یا کشورهای تولیدکننده‌ نفت هدایت‌کننده‌ سیاست‌ها‌ بودند،امریکا سعی مـی‌کرد به جای اسرائیل از فلسطین دفاع کند.علاوه بر آن،به جنگ عراق نمی‌رفت و ایران‌ را‌ به اسـتفاده از نیروی نظامی تهدید نـمی‌کرد.به نظر می‌رسد یکی از اهداف مهم و محوری طرح‌ خاورمیانه بزرگ،تضمین پیروزی و موفقیت اسرائیل در عرصه های سیاسی،اقتصادی و امنیتی می باشد.به لحاظ سیاسی-امنیتی، الزام دولت‌های خاورمیانه نظیر مصر و اردن و…در‌ برخورد‌ با جریانات اسلام‌گرا که اساسا سرسازگاری با موجودیت اسرائیل ندارند،امنیت این رژیم‌ را‌ تأمین می‌کند.از دیدگاه برخی صاحب نظران طرح خاورمیانه بـزرگ علاوه بر جنبۀ سیاسی‌ به لحاظ‌ اقتصادی نیز منافع سرشاری نصیب اسرائیل غاصب خواهد‌ کرد،در واقع تلاش به منظور ایجاد بازارمشترک‌ خاورمیانه اسرائیل را نیز دربر خواهد‌ گرفت‌ و موجب تسلط اسرائیل بر‌ مناسبات‌ ومـعادلات اقـتصادی‌ خاورمیانه‌ خواهد‌ شد

مبارزه با اسلام سیاسی،تحت عنوان مبارزه‌ با‌ تروریسم

پیروزی انقلاب اسلامی ایران در منطقه خاورمیانه که بارزترین وجه و مصداق اسلام سیاسی است موجب قرار دادن موضوع آزادی قدس شریف و فلسطین درصدر موضوعات جهان اسلام و یکی ازمهمترین اهداف منطقه ای و جهانی ایران توسط امام خمینی ره گردید،تاکید امام راحل بر لزوم مبارزه با استکبار جهانی و حمایت همه جانبه انقلاب اسلامی از مستضعفین جهان موجب شکل گیری و تقویت جنبش‌های سیاسی اسلامی ضد امریکایی و ضد صهیونیستی نظیر حزب الله و جهاد اسلامی در منطقه گردید،این جنبشهای انقلابی و اسلامی تهدیدات‌ و چالشهای جدی را در برابرمنافع امریکا‌ در منطقه و امنیت و موجودیت اسرائیل ایجاد کردند تا حدی که‌ مبارزه‌ با جنبش‌های اسـلامی و سـرکوب‌ آنها‌ به یکی از اهداف امریکا درطرح خاورمیانه بزرگ مبدل شد.امروزه برهمگان واضح است که یکی ازمهمترین و موثرترین نیروها و عوامل در مبارزه با زیاده طلبی و مداخله ایالات متحده درمنطقه استراتژیک خاورمیانه ایران و جنبشهای اسلامی الهام گرفته ازانقلاب اسلامی هستند.امروزه اکثر صاحب نظران غربی بر‌ این باورند که چون‌ کشورهای‌ غربی و غیر غربی تـوان از مـیان بردن گروه‌های ناراضی و در اصطلاح آنها رادیکال را به گونۀ‌ کامل‌ حتی با پیشرفته‌ترین ابزارها ندارند و جلوگیری‌ از اقدامات‌ به تعبیر امریکایی ها تروریستی‌ نیز همیشه امکان‌پذیر نیست،پس‌ باید ریشۀ تروریسم را در مناطقی که وجود دارند یا مـی‌توانند پدیـد آیـند،خشکاند.در واقع،امریکا با‌ اجرای‌ طرح خـاورمیانه بـزرگ درصـدد خارج ساختن‌ پتانسیل‌ اسلام‌ سیاسی‌ از‌ منطقه به عنوان‌ عامل تهدیدکننده‌ منافع امریکاست.

کنترل رقبای جهانی و منطقه‌ای امریکا

با توجه به جایگاه خاورمیانه بزرگ به لحاظ تأمین بخش مهمی از منابع نفت و گـاز‌ جـهان،اجرای‌ طـرح خاورمیانه بزرگ منجر به تثبیت جایگاه‌ برتر امریکا‌ و حـضور‌ بـیش‌ از‌ پیش آن در منطقه خواهد شد،و این امر موجبات کنترل بیشتر بر منابع نفت و گازخاورمیانه بزرگ را برای آن کشور فراهم خواهد کـرد و امـریکا ایـن‌ امکان را خواهد یافت تا با استفاده از ابزار انرژی،رقبای جهانی خود هـمچون اروپا،ژاپن و چین را تحت فشار قرار دهد و بر تحرکات آنها نظارت کرده و مانع آزادی عمل و مداخلات رقیبان خود درمنطقه‌ حساس خاورمیانه شود.همچنین حضور پررنگ آمریکا و مداخله های متعد این کشور در مـنطقه خاورمیانه و ایجاد تروریستهای دست ساخته ای نظیر القاعده و داعش،رقبای مـنطقه‌ای خود نظیر ایران و روسیه را نیز تحت فشارخواهد داد و مانع جدی در تحرکات منطقه ای این دو کشور رقیب بویژه ایران ایجاد می کند

گسترش فرهنگ امریکایی در‌ قالب‌ لیبرال دموکراسی

بعد از ۱۱ سپتامبر،امریکا به این نتیجه رسید که ترویج لیبرال دموکراسی مدنظراین کشور در خاورمیانه باعث جلوگیری از رشد تـروریسم خـواهد شد و ترویج ارزشـ‌های دموکراتیک آمریکایی مجال‌ کمتری‌ را برای تروریسم ادعایی به وجود‌ می‌آورند.به باور برخی تحلیل گران در‌ این میان نظریه صـلح دمـوکراتیک بـاردیگر مطرح گردید،مبنی بر اینکه دموکراسی‌ها معمولا با با یکدیگر نمی‌جنگند و از نظام های استبدادی بـسیارصلح‌طلب‌ترهستند.تأکید و تـعصب‌ امـریکا‌ بر روایت و نوع خاصی از‌ دموکراسی-که‌ از آن به«لیبرال دموکراسی»تعبیر می‌شود نشان از وجود پشتوانه‌ای ایدئولوژیک دارد که همان رسالت جهانی بـرای ترویج و گسترش لیبرال دموکراسی در جهان است.آنها معتقدند که برقراری دموکراسی سکولار در کشورهای عربی واسلامی منجر به‌ حـرکت‌ آنـها بـه سمت اقتصاد سرمایه‌داری و ادغام در اقتصاد جهانی و به تبع آن نظام بین الملل به رهبری امریکا خواهد شد ودموکراسی سکولار حـساسیت مـسلمانان را در برابر اسرائیل کمتر خواهد کرد.

از دیدگاه کمپ امروزه خاورمیانه بزرگ به دلیـل نـیاز‌ مداوم جهانی برای دسترسی به منابع انرژی،منطقه‌ای حیاتی در جهان به شمارمی‌آید و دست کم در ۱۵‌ سال‌ آینده وابـستگی بـه منابع انرژی خاورمیانه تأثیر عمده‌ای بر روابط اقتصادی خود منطقه و میان کـشورهای مـنطقه و جهان خواهد گذاشت.از عوامل مختلفی کـه سـبب اهـمیت خاورمیانه می‌گردد،می‌توان از منابع منحصربه‌فرد‌ انرژی و موقعیت ممتاز ژئوپلیـتیک،ژئواستراتژیک و ژئواکـونومیک این منطقه نام برد.از سوی دیگر،استمرار مناقشه اعراب و اسرائیل،بحران در عراق و سوریه،رقابت‌های تسلیحاتی،اشاعه تسلیحات کشتار جـمعی،افزایش شـکاف‌های قومی و مذهبی،افزایش فعالیت‌های تروریستی از مـهمترین‌ عـوامل‌ تهدیدزا از دیدگاه امریکا درایـن مـنطقۀ پراهـمیت محسوب می‌گردند.علاوه بر انرژی،موضوع امنیت و بـرتری‌طلبی اسـرائیل در منطقه نیز عامل عمده بخشی از ناامنی‌ها و بی‌ثباتی‌ها تلقی می‌ گردد.در این میان،باید خاطرنشان کرد عامل استراتژیک انرژی از مهم‌ترین مواردی اسـت که موجب‌ اهمیت‌ بیشتر گزینه های مطرح شده بـرای قدرت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای می‌شود.

منابع انـرژی خـاورمیانه بزرگ

به باور صاحب نظران خاورمیانه بزرگ از نظر انرژی فسیلی از دو جـنبه دارای اهـمیت است:یکی منابع نفت و گاز،و دیگری مسیرهای انتقال آنها،از‌ لحاظ‌ منابع انرژی،خلیج فارس و دریای خـزر اهـمیت فراوان دارند،زیرا در حدود سه چـهارم ذخـایرشناخته شـدۀ نفت دنیا در اخـتیار آنـهاست.به علاوه،برای انتقال این مـنابع بـه بازارهای مصرف نیز برخی از‌ مناطق‌ خاورمیانۀ‌ بزرگ مانند ایران اهمیت پیدا‌ می‌کنند

الف)منابع انرژی‌ خلیج‌فارس و خـاورمیانه

بر پایـۀ آمار اعلام شده در پایان سال ۲۰۰۹ از مجموع ۱۳۳۳/۱ میلیارد بـشکه ذخـایر شناخته شـدۀ نـفت جـهان،حدود ۷۵۴/۲‌ میلیارد بشکه‌ آن‌ در خلیج‌فارس و خـاورمیانه قرار داشته است،که‌ این‌ میزان ۵۶/۶ درصد ذخایر شناخته شدۀ نفت جهان راشامل می‌شود.میزان تـولید ایـن کشورها ۳۰/۳ درصد تولید جهانی را شامل‌ مـی‌شود‌ و بـیش از ۲۵ درصـد نـیازهای جـهانی نفت از این منطقه تـأمین‌ مـی‌گردد.

به بیان کمپ و هارکاوی از جمله مزیت‌های انرژی منطقۀ خلیج ‌فارس،هزینۀ پایین تولید آن است.به ویژه در«بزرگان‌ چهارگانه»-یعنی ایران،عراق،کویت‌ و عـربستان-این هـزینه کـمتر از ۲ دلار برای هر بشکه است.هزینه پایین‌ تولید‌ در کـشورهای عـمدۀصادرکننده نـفت بـه جـریان آن از چـاه‌های خلیج فارس بستگی دارد(میزان جریان در واقع‌ عملکرد‌ فشار‌ طبیعی یا ساختگی است).میانگین میزان جریان برای«بزرگان چهارگانه»،۴۰۰۰ بشکه در روز است که‌ ۱۰۰‌ برابر‌ میانگین چاه‌های نفت امریکاست.همچنین در پایان سال ۲۰۰۹ از ۱۸۷/۴۹ تریلیون مـتر مکعب‌ ذخایرشناخته‌ شدۀ‌ گاز جهان در حدود ۷۶/۱۸ تریلیون متر مکعب آن در کشورهای خلیج‌فارس و خاورمیانه‌ قرار دارد و در حدود ۴۰/۶ درصد کل ذخایر را تشکیل می‌دهد.این در‌ حالی‌ است‌ که میزان ذخایر این منطقه طی ۱۳سـال اخـیر ۳۳ درصد رشد داشته است.از نظر‌ میزان‌ تولید ۱۳/۶ درصد کل تولید جهانی گاز در کشورهای این حوزه

ب)منابع انرژی منطقۀ خزر

حوزه ژئوپلیتیک خزر شامل کشورهای ایران،ترکمنستان،قزاقستان،روسیه و آذربایجان است.اهمیت ایـن‌ حـوزه‌ با فروپاشی شوروی سابق افزایش یافت.قدرت‌های بزرگ با استقرار در این منطقه در‌ پی آن هستند تا‌ منابع نفت و گاز این حوزه را به سرعت به سایر نقاط جـهان انـتقال دهند.بر‌ پایۀ‌ برآوردهای شـرکت بـریتیش پترولیوم در سال ۲۰۰۹ ذخایر اثبات شده نفت منطقۀ خزر‌ شامل‌ ۴۷/۸ میلیارد بشکه،و ذخایر گاز این منطقه ۱۲/۹۲تریلیون متر مکعب(با محاسبه ازبکستان و بدون محاسبه فدراسیون‌ روسیه)است‌.عـلاوه بـر آن،احتمال می‌رود که در حدود ۱۶۳ مـیلیارد بـشکه نفت دیگر‌ در‌ این منطقه کشف گردد.در سال ۲۰۰۵ حوزۀ‌ خزر‌ ۱/۹‌ میلیون بشکه در روز تولید داشت(یعنی معادل ۲ درصد

یک هدف مهم امریکا: تسلط بر منابع انرژی خاورمیانه‌ بزرگ

جان اس.هرینگ وزیر انرژی وقت امریکا در گزارشی به جورج بوش پدر،امنیت ملی امریکا‌ را‌ به میزان زیادی در گروامنیت انرژی‌ وارد شده به امریکا‌ دانست.امریکا‌ بزرگ‌ترین واردکننده نفت در دنـیاست.لذا‌ مـداخله‌ در نحوۀ قـیمت‌گذاری ونیز میزان عرضۀ آن برای امنیت ملی این کشور اهمیت فراوان‌ دارد.از اینرو کسینجر وزیر خارجه وقت امریکا چنین عنوان می کند که دموکراسی‌های صنعتی‌ به‌ ویـژه‌ امریکا اجازه نمی‌دهند‌ که‌ دسترسی به نفت خلیج‌فارس‌ از‌ آنها سلب شـود،و یـا مـوافقت نمی‌کنند که خلیج‌فارس زیر نفوذ یک کشور یا گروهی از‌ کشورهای‌ دشمن آنها درآید.در ۲۳ژانویه ۱۹۸۰،جیمی کارتر‌ در‌ نشستی مـشترک‌ ‌ ‌بـا‌ کنگره‌ ضمن اعلام این مطلب‌ که هرگونه تلاش یک کشور متخاصم برای ممانعت از جـریان نـفت خـلیج‌فارس به غرب تهدیدی علیه«منافع‌ حیاتی»امریکا‌ قلمداد می‌شود،گفت چنین تهدیدی به هر وسیله‌ که‌ لازم‌ باشد،اعم‌ از‌ نـیروی نظامی دفع‌ خواهد‌ شد.این فرمول که هم‌اکنون به”دکترین کارتر”معروف شده است و برای پشـتیبانی از آن نیروهای واکنش سریع‌ شـکل‌ گـرفتند،از‌ آن زمان تا امروز سیاست ایالات متحده را‌ در‌ منطقه‌ خلیج‌فارس‌ هدایت‌ کرده‌ است.به بیان کارشناسان موضوع تأمین انرژی و نفت در زمره منافع حیاتی امریکا قرار می‌گیرد،زیرا که نفت و انرژی به عنوان موتور محرک برای ادامه حیات اقـتصاد سرمایه‌داری غرب-که امریکا خود‌ را مظهر این اقتصاد می‌داند-ضروری است.ایالات متحده با دارا بودن ۲۸/۴ میلیاردبشکه(۲/۱ درصد) ذخایر نفت جهان با روند کنونی مصرف،تنها تا ۱۲ سال دیگر نفت خواهد داشت و ذخایر نفت‌ آن‌ به پایان خـواهد رسـید.طی گزارشی در سال ۲۰۰۱ اعلام شد که با روند فعلی در ۲۰ سال آینده از هر سه بشکه نفت مصرفی در ایالات متحده،دو بشکه وارداتی خواهد‌ بود.

در مقطع کنونی تأمین‌کننده ۴۰ درصد انرژی و ۹۷ درصد سوخت لازم برای تـرابری در ایـالات متحده،همانا نفت است.امریکا در سال ۲۰۰۹‌ روزانه‌ حدود ۱۸/۶ میلیون بشکه نفت‌ مصرف‌ کرده است که این میزان حدود ۲۱/۷ درصد مصرف جهانی را شامل می‌شود(در سال ۲۰۰۶ میزان مصرف نفت امریکا ۲۰/۶۰ میلیون بشکه در روز‌ بـود،که بـر اثر بحران‌ مالی‌ سال ۲۰۰۸ این میزان در سال ۲۰۰۹ روزانه به ۱۸/۶ میلیون کاهش پیدا کرد).در سال‌ ۱۹۹۰‌ بیش از‌ ۳۰ درصد واردات نفت امریکا ازکشورهای خلیج فارس-و بـه طـور عـمده از عربستان سعودی و عراق-بود.بر پایه برآورد آژانس اطلاعات انـرژی،واردات آیـنده نفت امریکا از خلیج‌فارس در‌ صورت‌ وجود‌ قیمت‌های متعادل برای نفت،ازروزانه ۲/۵ میلیون بشکه در سال ۲۰۰۰ به روزانه ۶ میلیون بشکه در سال ‌‌۲۰۲۵‌ خواهد رسـید.

در کـنار نـیاز امریکا برای تأمین نیازهای داخلی خود از‌ طریق‌ واردات‌ نفت و گـاز،عامل دیگری که امریکا را برای اعمال نفوذ بیشتر بر منابع و مسیرهای انتقال‌ انرژی ترغیب می‌کند،کنترل رقبای جهانی ار طریق تسلط بر مـنابع تأمین انـرژی آنهاست.بر پایۀ آمار سـال ۲۰۰۹‌ کـشورهای عـضو سازمان همکاری و توسعۀ اقتصادی در حالی که با داشتن ۹۰/۸میلیارد بشکه(۶/۸ درصد) ذخایر نـفتی جـهان را در اخـتیار دارند،با تولید ۱۸/۳ میلیون بشکه تنها ۲۲/۵ درصد تولید جهان را‌ در‌ اختیار خواهند داشت.این آمار گویای آن اسـت کـه مـیزان تولید این کشورها کفاف مصرف بالای آنها را که در حدود۵۳/۴ درصد مصرف جهانی را شامل مـی‌شود،نمی‌کند.کـشورهای بزرگ جهان‌ مانند‌ کشورهای گروه ۸ کشور صنعتی جهان ( G 8) مصرف بالای حدود ۴۵/۸ درصد از کل مصرف جهانی نفت،وضعیت ویژه‌ای دارنـد.این وضـعیت در مـورد دو کشور چین وهند نیز صادق است.زیرا با جمعیت زیاد و اقتصادهای‌ روبه رشد نیاز فـزاینده‌ای حـتی بیشتر از میزان مصرف کنونی به واردات نفت خواهند داشت و خلیج‌فارس به عنوان یکی از منابع مهم انـرژی جـهان و دارا بـودن مزیت‌هایی مانند فاصلۀ کوتاه،موردتوجه این‌ دو‌ کشور‌ است.در مجموع می‌توان گفت که‌ مناطقی‌ مانند‌ قارۀ اروپا و آسـیای جـنوب شرقی و امریکای شمالی،به دلیل مصرف بالا و نداشتن ذخایر کافی،نیازمند واردات نفت از مناطق نفت‌خیر جـهان‌ از‌ جـمله‌ خـلیج‌فارس و دریای خزرهستند.براساس آمار آژانس بین‌المللی اطلاعات‌ انرژی‌ در سال ۲۰۰۴ گاز طبیعی ۲۳/۳ درصد مصرف جهانی انرژی را تشکیل مـی‌داد.اکنون بـا تـوجه به نوسانات قیمت جهانی‌ نفت،و‌ مزیت‌های‌ اقتصادی و زیست ‌محیطی گاز،مصرف گاز درآینده روبـه رشـد خواهد نهاد؛و‌ این به معنی وابستگی روزافزون کشورهای عضو سازمان همکاری و توسعۀ اقتصادی به واردات گاز در آیـنده‌ خـواهد‌ بود.به‌ ویژه اینکه این کشورها با وجود ذخایر کم(۱۶/۱۸ تریلیون متر مـکعب)،درحدود‌ ۳۷/۹‌ درصـد تولید جهانی را بر عهده دارند و این یـعنی تـخلیه سـریع منابع و تشدید وابستگی‌ به‌ واردات‌ گاز از دیـگرنقاط جـهان،این کشورها با مصرف ۴۹/۱ درصد گاز جهان،وابستگی شدیدی‌ به‌ واردات‌ گاز از دیگر نقاط جـهان خـواهندداشت.با تـوجه بـه‌ این‌ شـرایط‌ و نـیاز کـشورهای مختلف جهان و به ویژه رقبای بـالقوه و بـالفعل امریکا به‌ منابع‌ انرژی،اهمیت کنترل منابع و مسیرهای انتقال انرژی برای تامین اهداف جهانی امریکا روشن می‌شود.

کنترل مـنابع و مـسیرهای‌ انتقال‌ انرژی و افزایش هژمونی

از دید سردمداران ایالات متحده بویژه نومحافظه‌کاران،کلید امنیت مـلی و حاکمیت جهانی امریکا،غلبه بر تـمامی دشـمنان و رقیبان‌ بالقوه است.در این زمـینه امریکا نه تنها باید قادر باشد که نیروهای نظامی‌ خود‌ را‌ در هر زمان به هـر مـکانی نقل و انتقال دهند،بلکه باید منابع اصـلی انرژی را کـه مـهم‌ترین‌ آنها‌ نفت و بـه خـصوص نفت خاورمیانه است،تحت کـنترل خـود درآورد.آنها معتقدند که‌ کنترل منطقه‌ خاورمیانه‌ نه تنها به دلیل سهم آن در تأمین نفت امریکا،بلکه بـه ایـن دلیل که به‌ ایالات‌ متحده‌ ایـن امـکان رامی‌دهد کـه بـر شـریان‌های انرژی جهان قفل زنـد و در‌ صورت‌ لزوم رقیبان جهانی خود را از دسترسی به انرژی محروم کند،حیاتی است.برای اروپای غربی و ژاپن‌ و همچنین قدرت‌های صـنعتی در حـال توسعه شرق آسیا،خلیج فارس بسیار مـهم است.در حقیقت به تعبیر برخی تحلیل گران هرکس نـفت‌ ایـن‌ مـنطقه را تـحت کنترل خود داشـته بـاشد،اهرم‌ حیاتی‌ قدرت ‌جهانی‌ را برای دهه‌های آینده به دست گرفته است.مایکل‌ کلر،استاد‌ مطالعات صلح و امنیت جهانی در دانشکده همپشایر و نـویسنده کتاب«جنگ بـرای مـنابع»می‌گوید:کنترل عراق‌ یعنی‌ کنترل نفت به عنوان اهـرم‌ قـدرت،نه‌ بـه عـنوان‌ سـوخت؛و‌ ایـن‌ به معنی کنترل اروپا،ژاپن و چین و در‌ نهایت به مفهوم در دست گرفتن شریان اصلی قدرت خواهد بود.باتوجه‌ به‌ اهـمیت کـنترل منابع انرژی،از سال ۱۹۹۴ کمپانی‌های نفتی امریکایی با نفوذ همه جانبه در‌ امور‌ مربوط به منابع نفت و گاز دریای‌ خزر‌ در پروژه‌های‌ نفتی‌ منطقه‌ فعال شدند و موضوع‌ نفت در زمره مسائل مهم سیاست خارجی امـریکا درمـنطقه قرار گرفت،به طوری که امروزه در بین‌ قدرت‌های‌ فرامنطقه ای،ایالات متحده امریکا،بیشترین‌ نقش‌ و تأثیر‌ را‌ در تحولات انرژی‌ دریای‌ خزر-اعم از اکتشافات،استخراج و انتقال ایفا می کند.امریکا در انتقال انرژی خـاورمیانه نـیز سعی دارد که از عبور لوله‌های‌ انـتقال‌ انـرژی‌ از خاک رقبای جهانی و منطقه‌ای خود نظیر‌ روسیه‌ و ایران‌ جلوگیری‌ کند‌ تا مانع ایفای نقش بیشتر این کشورها در مسائل مربوط به انرژی و تاثیرگذاری برفرایندهای منطقه و روند تحولات شود.

این واقعیت که ایالات مـتحد تـنها با داشتن ۲ درصد از ذخـایر نـفتی شناخته‌ شده در جهان حدود ۲۵ درصد از کل محصول نفت جهان را مصرف می‌کند،و همچنین استفاده از ابزار نفت برای کنترل رقبای آینده،انگیزه مضاعفی به دولت امریکا می‌دهد که کنترل خود را‌ بر‌ منابع انرژی جهان اعـمال کـند.”دیوید هاروی”با اشاره به جایگاه نفت در اقتصاد جهانی-و به تبع آن هژمونی امریکا-می‌گوید:«هرکس‌ نفت‌ خاورمیانه را کنترل کند،نفت جهان را کنترل می‌کند؛وهرکس نفت جـهان را کـنترل کند،می‌تواند اقـتصاد جهانی را،دست کم برای آینده نزدیک کنترل کند.».به‌ همین سبب ایالات متحده با‌ طرح مـوضوعاتی همانند خاورمیانه بزرگ،درصدد زمینه‌چینی برای اعمال نفوذ بیشتر بر منابع انـرژی خـاورمیانه است.

موسسه آمریکایی رند و تحلیل وضعیت خاورمیانه

اکنون دراین بخش به تحلیل منطقه خاورمیانه و چالشهای فراروی ایالات متحده از منظر موسسه آمریکایی رند RAND وابسته به ارتش امریکا اشاره می کنم

کـتاب “دورنـمای مـحیط امنیتی خاورمیانه:ستیز، ثبات و دگرگونی سیاسی

“The Future Security Environment‌ in‌ the‌ Middle East

Conflict,Stability and Political Change

Nora Bensahel and Danniel L.Byman

به ویراستاری نورا‌ بن‌ ساحل و دانیل ال که از انتشارات مؤسسه‌ زند‌ وابسته به نیروی آمریکاست،سعی دارد با بررسی‌ مسائل‌ و مشکلات منطقه،سود و زیـان یـا فرصت و تهدید‌ پیش روی آمریکا را مورد بررسی قرار دهد تا راهبردهای امنیتی مناسب‌تری در‌ مـنطقه‌ اتـخاذ کـند
بر این اساس کتاب از نـه فـصل تشکیل شده است که اگر فصل اول‌ و نـهم یـعنی مـقدمه و نتیجه‌گیری را‌ در‌ نظر‌ نگیریم،‌ به‌ هفت موضوع در‌ کـتاب‌ اشـاره شده است که عبارتند از:اصلاحات سیاسی در خاورمیانه،نورابن ساحل (pp.15-55) ،اصلاحات اقتصادی و پیامدهای جمعیتی،آلبن‌ ریـچاردز‌ (pp.51-128)‌، مـناسبات مدنی -نظامی،ریزابروکس (pp.129-162) تغییر کادر رهـبری‌ کـشورهای‌ منطقه،دنیل‌ ال.بـیمن‌ (pp.163-195)‌ ،بـحث‌ انـرژی خاورمیانه،ایان او.لسر (pp.197-226) ،تأثیر فناوری اطلاعات بـر مـحیط اجتماعی و سیاسی منطقه،جون بی.آلترمن (pp.227-251) ،و در نهایت مساله سلاحهای کشتار جمعی در منطقه،ایان او.لسر (pp.252-298) .اشـاره به این نکته اهمیت دارد کـه نـویسندگان کـتاب چندان وارد چالشهای مـفهومی در مـورد تعریف منطقه خاورمیانه نـشده‌ و مـنطقه را شامل کشورهای ایران،عراق،شیخ‌ نشینان‌ خلیج فارس،مصر،اردن و سوریه می‌دانند.در عین حال به کشورهای مهم دیـگر نـظیر لیبی و ترکیه نیز در جند فصل اشـاره کرده‌اند.

راهبرد امـنیتی آمـریکا در خاورمیانه ازدیدگاه موسسه رند

منافع اعلام‌ شدهء‌ آمریکا در خـاورمیانه عـبارت است‌ از‌ مقابله با‌ هراس‌ پروری،جلوگیری‌ از گسترش سلاحهای کشتار جمعی،حفظ عرضه‌ و قیمت ثابت نفت،تضمین ثبات رژیمهای دوست،تضمین امنیت اسراییل،حمایت از دموکراسی و حقوق‌ بشر‌ (p.2)

مشکلات ایالات متحده در خاورمیانه

ازدیدگاه رند آمریکا برای پیـگیری مـنافع‌ خود در منطقه با‌ مـشکلات‌ و مـسائل چندی مواجه است.اولین‌ نکته،تناقض‌ نمای(پارادوکس)ثبات/ اصلاح سیاسی است.آمریکا از یک سو باید بر متحدان کلیدی خود نظیر‌ اسراییل،عربستان‌ سعودی،قطر و مصر برای مبارزه‌ با‌ هراس‌ پروری و جلوگیری‌ از‌ سلاحهای کشتار جمعی،حفظ عرضه‌ قیمت‌ ثـابت نـفت منطقه و جلوگیری از احساسات ضد آمریکایی اعتماد کند (pp.17-18) ،از سوی‌ دیگر،تغییر‌ رهبران و رژیمهای منطقه فضا را‌ برای‌ ملی گرایان‌ و اسلام‌گرایان‌ فراهم می‌کند که با‌ آمریکا سر سازش ندارند.آمریکا در عین حال باید در مقابل اعـتراض شـهروندان خاورمیانه سـیاست اصلاح‌ سیاسی‌ را اولویت بخشد (p.xiii) .

دومین‌ مشکل‌ آمریکا‌ این‌ است‌ که روابط نظامی‌ با‌ برخی کشورها بر مـسئله ثبات داخلی،هراس پروری،اختلاف اعراب و اسراییل و سلاح کشتار جمعی تأثیر منفی‌ مـی‌گذارد‌ (pp.159-162)‌

سـومین مـشکل آمریکا به حوزه اصلاح‌ اقتصادی‌ باز‌ می‌گردد.‌ راهکارهای‌ اقتصادی‌ واشنگتن از طریق نهادهای مالی بین المللی

رهبران خاورمیانه اغلب از طـریق ‌ ‌نـهادهای سیاسی داخلی یا احساس عمومی تحت فشار قرار نمی‌گیرند؛آرمانها و ترجیحات‌شان و همچنین ضعفهایشان‌ مـی‌تواند جـنگ و صـلح،انقلاب یا ثبات را در پی داشته باشد.بنابرتحلیل رند برای بهبود اقتصادی شامل تعادل بودجه ریزی حکومت،تورم پایین، بهای ثابت بـازار و کاهش اتکا بر مقررات مستقیم حکومت‌ است.این‌ راهکارها باعث بی‌ثباتی و ناکارآمدی بیشتر اقـتصاد کشورهای منطقه می‌شود؛در عـین حـال وابستگی رهبران منطقه به آمریکا را تداعی می‌کند (p.60) .

بر این اساس،پیشنهاد کتاب حاضر به سیاستگذاران‌ آمریکایی‌ این است که از یک سو ضمن پیش‌بینی شرایط تهدیدزا از رخدادهای ناخوشایند برای منافع آمریکا جلوگیری کـنند (pp.194-195) .و در عین حال‌ بین‌ منافع متعارض تعادل بر قرار‌ کنند.

سخن آخر

پس از فروپاشی ابرقدرت شرق،ایالات متحده سرمست از پیروزی نهایی بر دشمن دیرین درصدد برآمد تا به منظور تثبیت و افزایش هژمونی خود و اعمال یک نظم نوین آمریکایی برجهان راهبردهای منطقه ای مدنظرش را در مناطقی که آنها را از منظر تامین منافع امریکا حیاتی تلقی می نمود طراحی و اجرا نماید.آنان برای دستیابی به این هدف‌ خود‌ در مناطق مختلف جهان و بـه ویژه خشکی بزرگ اوراسیا که خاورمیانه نیز جزیی ازآن می باشد،راهبردهای گوناگونی را به‌ کار‌ گرفتند.اوراسیا و بویژه خاورمیانه در طول قرن بیستم و مشخصا پس از جنگ جهانی دوم،برای امریکا به دلیل‌ خاستگاه‌ قدرت‌ ژئواستراتژیکی این کشور که قدرتی بحری است،چالش برانگیز بوده است.در واقـع پس از‌ جنگ جهانی دوم و بویژه پس از پیروزی انقلاب اسلامی درایران هژمونی جهانی امریکا از سوی این منطقه حساس به چالش کشیده شد.در قرن بیست و یکم‌ نیز رقبای جهانی و منطقه‌ای امریکا عمدتا در این منطقه استقرار یافته‌اند.همچنین می توان گفت مهم ترین نیروی برهم زننده نظم آمریکایی که خود مدعی ایجاد نظمی جهانی است یعنی جمهوری اسلامی ایران دراین منطقه راهبردی قراردارد.بنابر این‌ اصل امریکا با تـوجه بـه تنوع جغرافیایی این‌ خشکی،راهبردهایی‌ متفاوت‌ را برای کنترل و مدیریت این منطقه‌ به‌ کار گرفته است.

یکی از مهم‌ترین راهبردهای این کشور،ابداع و به کارگیری اصطلاح«خاورمیانۀ بزرگ»است.محدوده‌ای‌ که‌ درچارچوب این طرح قرار می‌گیرد‌ از‌ جنبه‌های مختلف‌ بـرای‌ امـریکا‌ اهمیت دارد،که از آن جمله می‌توان‌ به‌ این موارد اشاره کرد:وجود و تقویت اسلام سیاسی که مهمترین مصداق آن انقلاب اسلامی ایران و نظام سیاسی برخاسته از آن می باشد.همچنین منابع سرشار نفت و گاز،موقعیت منحصربه‌فرد ژئواستراتژیک،مسئلۀ اعراب و اسرائیل و …اگر امریکا بتواند موارد‌ یاد شده را مطابق‌ اهداف‌ خود و در قالب طـرح‌ خـاورمیانۀ‌ بـزرگ هدایت کند،گام بزرگی در مسیر تثبیت هـژمونی جـهانی خـود برداشته است.لذا شناخت اهمیت روزافزون منطقه اوراسیا و خاورمیانه و درک راهبردهای منطقه ای امریکا درخصوص این منطقه مهم به منظور فهم فرایندها و جهت گیری روند تحولات آینده منطقه ضروری بنظر می رسد.

البته امریکا درمسیر تثبیت و افزایش هژمونی جهانی و اعمال نظم مدنظرخود برمناطق استراتژیک جهان ازجمله خاورمیانه با یک مانع بسیارمهم و جدی یعنی ایران روبروست که به صراحت راهبردهای منطقه ای و فرامنطقه ای ایالات متحده را بطور جدی به چالش می کشد و در تقابل با نظم نوین جهانی به رهبری امریکا عمل نموده و خود مدعی یک نظم جهانی است.لازم به ذکر است به دلیل اهمیت و حساسیت، موضوع ایران باید در نوشتار جداگانه ای مورد بررسی و مداقه قرارگیرد.

انتشار مقالات علمی و یادداشت های ارسالی از سوی مخاطبین در پایگاه اطلاع رسانی دکتر احمدی نژاد، به معنای تایید یا رد محتوا توسط این پایگاه نمی باشد.

مطالب دیگر

4N0A0370

دکتر احمدی نژاد در مصاحبه با خبرگزاری آمریکایی آسوشیتدپرس؛
می خواهند به گونه ای وانمود سازند که آقای ترامپ خیلی خطرناک است

دکتر محمود احمدی نژاد روز شنبه بیست و ششم فروردین ماه در گفت و گو با خبرگزاری آمریکایی آسوشیتدپرس ، تاکید کرد که ایران کشوری بزرگ و قدرتمند است و امثال ترامپ و دولت آمریکا نمی توانند به ایران صدمه ای وارد کنند اما رفتار دولت و رئیس جمهور جدید این کشور در حمله موشکی به سوریه و انفجار بمب در افغانستان برگرفته شده از یک منطق شکست خورده است و اگر قوه عاقله مستقلی در نظام تصمیم گیری آمریکا وجود داشته باشد، حتما جلوی این رفتار را خواهد گرفت.

۲ نظر

  1. میرسد مجموعه یوسف به پایان، غم مخور

    میشود سیمای ما روزی گلستان، غم مخور

    هر کجا خشکیده شد رودی به سان رود نیل

    مـیـزنـد سـدّی بـر آن فـتّـاح ایـران، غـم مـخـور

    گرنشد قسمت به یوسف گردش ایران زمین

    میرود محمود ما استان به استان، غم مخور

  2. منتظریم ای یاور مظلومین

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *